العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

275

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

بخش چهل و ششم راجع به عذاب دنيوى قاتلين امام حسين عليه السلام 1 - در كتاب : مناقب مينويسد : روايت شده كه امام حسين عليه السلام بعمر بن سعد فرمود : از جمله موضوعاتى كه چشم من به آن روشن مىشود اين است كه تو بعد از من جز اندكى از گندم عراق نخواهى خورد . عمر از باب تمسخر گفت : يا ابا - عبد اللَّه اگر گندم نباشد جو خواهد بود . ولى قضيه از همان قرار شد كه امام حسين فرموده بود : زيرا عمر بن سعد به شهر رى نرسيد و مختار او را كشت . سفيان بن عيينه از جدهء خود نقل مىكند كه گفت : مردى كه در موقع قتل امام حسين حاضر بود مقدارى : ورس ( گياهى است شبيه بزعفران كه در كشور يمن ميرويد ) همراه خود داشت . ورسى كه همراه داشت به خون تبديل شد . من آن گياه را در روز قتل امام حسين ديدم كه گويا : آتش در ميان آن بود . محمّد بن حكم از مادر خود نقل مىكند كه گفت : مردم در روز عاشورا مقدارى ورس از لشكرگاه امام حسين بتاراج بردند . هيچ زنى آن ورس را استعمال نمىكرد مگر اينكه دچار برص يعنى لك و پيسى بدن ميشد . ابن عيينه ميگويد : من دو نفر مرد از قاتلين امام حسين را درك نمودم اما يكى از آنان : فإنه طال ذكره حتى كان يلفه . و في رواية كان يحمله على عاتقه . اما نفر دومى : نزديك مشك آب مىآمد و كليهء آب آن را مىآشاميد . ولى سيراب نمىشد . علت سيراب نشدن وى اين بود : در آن حينى كه امام حسين عليه السلام آب را مقابل دهان مبارك خود برده بود و مىآشاميد آن شخص تيرى بسوى آن حضرت انداخت . امام حسين او را نفرين كرد و فرمود : خدا تو را در دنيا و آخرت سيراب نكند .